تظاهر کن ازم دوری ؛ تظاهر میکنم هستی...

خرید بک لینک

هرکدوممون توی یهمرحلهای از زندگی تصمیمای سختی میگیریم، یکی تصمیم میگیره با همه جونش عاشق شه، یکی میخواد تا ابد تنها باشه، یکی میخواد تا میتونه زندگی کنه یکیام میخواد بعد از یهعالمه خستهشدن بمیره...

این خودِ ماییم که اونلحظه تصمیم میگیریم، و اخرشم خودمونیم که میمونیم واسه خودمون، پس به تصمیمامون احترام بذاریم و خودمون و شخصیت اون موقعمونو دوس داشته باشیم :)

اخرش چی میمونه ازت؟ هیچی...جز همون موقههایی که خندیدیو حالت خوش بوده و نذاشتی دوباره حال دنیات بد شه، نذاشتی رویات شبیهِ کابوس شه...

+ سامر تازه از دیروز واسم هِلو شده :) ولی میترکونیم تابستونوووو :))

++ هم دیدنی بودی هم خواستنی بودی هم چیدنی بودی هم باغچهمون گل داشت...

زنجیر میخواستم دستاتو بخشیدی از من تا اون دستا هر درهای پل داشت...

پل بود اما ریخت گل بود اما مُرد عمر منم قدِّ عشقت تحمل داشت...

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 229 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:01

صفحه بندی