اون اوایل که توی بلاگفا مینوشتم ۱۵ یا نهایتا ۱۶ سالهم بود ، الان چندروزیه که وارد سال ۲۵ زندگیم شدم ؛ زود گذشت سعید نه؟زندگی چیز عجیبیه ، خیلی عجیبتر از اون که بخوام با غم و بیانگیزگی و ناامیدی بگذرونمش ، زمان در عینحال که بهنظر محدوده ولی شاید واقعا نامحدود باشه ؛ بهشرطی که فقط قصدمون تلف کردنش نباشه :)همیشه پیری و فرسودگیش برام مهم بوده ؛ خیلی مهم. یهجایی توی کتاب سهشنبهها با موری وقتی بحث عمر پیش میاد موری میگه همونطور که یهسری چیزارو با گذر عمر از دست میدیم مثل قدرت جوونی عوضش خیلی چیزام بدست میاریم که خب بخاطر گذر عمر و تجربهس ؛ کی چمیدونه؟ شاید من تهش اصلا حسرت گذشته رو نخورم و یهپیرِ خوشحال و راضی باشم :))+ کار من نیست اینکه میگن تورو نادیده بگیرم...اینا که نمیدونن چرا واست میمیرم :) گاه نوشت های من...
ادامه مطلبما را در سایت گاه نوشت های من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 19:21