دستات...آرامشم داد...
دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ • 3:3
پس نگران نباش...بذا من وختی رد میشم نگات کنمُ هیچ استرسی توو چشمات نخونم...بذا وختی کنارمی از هیچ چی نترسم...بذا حالمون فقط واسه خودمون باشه...
تو فقط بخند...تو فقط حوصله کن...اگه دنیا نخندید بهمون، اگه خوشحالیامون نشد قدِّ یه دنیا، بیا هرچی میخوای به من بگو...
+ خدایا قطعا هوامو داری...ولی خب آدم دوس داره هی تاکید کنه، میدونی که؟ :)
++ مهدی جانِ یراحی کم دیوونمون کن لعنتی...
+++ سایه ت کم شه...بارون میشم...
سعید •
گاه نوشت های من...ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال میکنید
برچسب: دستاتآرامشم, نویسنده: بازدید: 179