خیلی وخته دآرم زندگیمو توو دستات می کآرم...
چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ • 2:44
خوشبختیامونو محدود کردیم ب یه سری چیزای مزخرف...مگ خوشحالی بالاتر از اینم هس ک آدمای یه خونه دورِ یه سفره بشینن؟؟ک گاهی با همه ی درداشون بخندن با هم...
مگ زندگی همین نیس ک امروز یه عالمه زندانی آزاد شد با پولایی ک از خودمون جمع شد؟؟چیزی ازین قشنگ ترم هس؟؟
بخدا اونقدا پیچیده نیس حس و حالِ دلمون...بیاین قول بدیم یه جاهایی حالِ دلِ بقیه رو عم در نظر بگیریم...
+ بیاین کمترم فوضول باشیم :) عاخه چیکار داریم انقد توو حریم شخصی بقیه :/
++ به موج ها بگو کمی...یواش تر به هم زنند...
حوالیِ تو یک نفر...دلی به دریا زده است...
+++ :))
سعید •
گاه نوشت های من...ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 201