خیلی روزا گذشت...خاطره های تو کم نشد...

خرید بک لینک

خیلی روزا گذشت...خاطره های تو کم نشد...

دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ 0:42

اگه هنوزم میتونم توو چارباغ تند تند راه برم که ازین سینما برسم به فیلم بعدی عی که میخوام ببینم توو اون یکی سینما...
اگه هنوزم کوله مُ مث این بچه مدرسه ایا میگیرم و راه میرم...
اگه هنوزم هرجایی دلم خواست آویزونِ درختای توت میشم...
اگه هنوزم درختای هشت بهشت به نظرم خوشگل ترین درختای دنیان...
اگه هنوزم توو راه سمیرم آسمونو نگا میکنمو کیف میکنم...
اگه هنوزم گاهی وختا دلم میخواد یکی که نمیشناسمو یه ماچِ گنده بکنم بخاطرِ خوبیای همون لحظه ش...
و کلی اگه هنوزمه دیگه...
ینی من احتمالا الان خوشبختم...وسط این همه برزخی که توش گیر کردم خوشبختم...و این ینی خدا خیلی دوسم داره...

+ بخندُ معجزه کن :)

++ کاش بیام انتخاب کنم...انتخاب کنمو از عواقبی ک هیچ وختم ممکنه پیش نیاد نترسم...من یه جراتِ دوس داشتنی نیاز دارم :))

+++ مرسی ک میخونیم هنوز :) ولی من راهِ ارتباطی ندارم باهات و البته نمیتونستم بگردم اون موقع توو بلاگفا تا وبِ احتمالیِ تورو پیدا کنم :/

++++ تو...اگ ماهِ شبِ این خونه بودی...

خودِ رویای این دیوونه بودی...

کدوم تعبیرِ خوش وارونه می شُد؟

سعید

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 201 تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:25

صفحه بندی