ساده س مگ رفتن و از همه چی دل کندن؟
شنبه نهم بهمن ۱۳۹۵ • 1:53
یه چیزی بکُشین کاشکی جلو پام ^_^
بعد از یه سری امتحانِ طاقت فرسا...و یه سفر قبلِ امتحان آخر ب تهران واسه کنسرت و دوباره برگشتن ب اصفهان و دوباره اومدن ب تهران اصلا فک نمیکردم انقد حوصله م سر بره...چقد جدا آدم عجیبه :/
ب نظر من یه بی فرهنگی ای ک خیلی از جامعه درگیرشن اعصاب خورد کن ترین چیزِ جامعه س...و یه فرهنگِ خوب ک خیلیا دارن دلگرم کننده ترین چیزِ جامعه...
ولی این بی تفاوتیِ ما ب خیلی چیزا داره تاریک میکنه دنیامونو...بخدا سخت نیس اینکه لااقل روزی یه بار ب خودمون بگیم الان توو این موقعیت وظیفه ی من اینه واقعا؟
+ دوس دارم برم پیشِ یه روانشناس...بعد هی اون حرف بزنه...فقط عم اون حرفایی ک من نیاز دارم...
++ از دستِ تو...وای از دستِ تو...
سعید •
گاه نوشت های من...ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 193