من اونقد گریه کردم ک...اتاقم مثل استخره...

خرید بک لینک

من اونقد گریه کردم ک...اتاقم مثل استخره...

سه شنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۵ 22:38

چی توی فکرت بود...که رفتی انقد زود...
می میرمو به روت نمیاری...
گفتم بهت برگرد...من موندمو این درد...
من موندمو تا صبح بیداری...
زنده نمی مونم...وختی به تو جونم...
وصله نمیتونم بدونِ تو...
گم کردی دنیاتو...من بد شدم یا تو...؟
تنهاییام بسه به جونِ تو...

میری تموم میشه یهو این رابطه...
میری ولی قلبم همش همراهته...
میری وو حست میکنم...هر لحظه توو جونِ خودم...
چرا باید برای عشقِ تو مردّد می شدم...؟

تسلیمِ تو میشم...میری از آغوشم...
میری که من از خنده خالی شم...
وقتی که انقد دور...میمونی وو مغرور...
آخه چطور بگم بمون پیشم...
جز عاشقت بودن...کاری ندارم من...
نمیشه بیرون بری از دنیام...
وقتی سراغم رو...میگیری از مردُم...
میگن یه عمره بی چشات تنهام...

میری تموم میشه یهو این رابطه...
میری ولی قلبم همش همراهته...
میری وو حست میکنم...هر لحظه توو جونِ خودم...
چرا باید برای عشقِ تو مردّد می شدم...؟

+ خوب باشید و خوب بمونید...جدا سخت شده این روزا :))

سعید

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 221 تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 4:27

صفحه بندی