دریا پیشِ دوتا چشمای تو کم میاره...

خرید بک لینک

دریا پیشِ دوتا چشمای تو کم میاره...

پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ 1:28

یه روزی بیاد...ک من بشینم قاه قاه بخندم ب حالِ این روزام...ب این بلاتکلیفی...

میدونین چیه؟ آدم بعضی وختا فک میکنه ک بقیه عم مث خودش یه سری کارا رو انجام میدن...بخاطرِ دلشون...بخاطرِ دوس داشتنِ اون کار...ولی بعد میفهمی ک نه...ازین خبرا نیس...

چجوری میتونین انقد توو روابطتون حساب کنین همه چیو؟ سخته بخدا خیلی...

+ چن تا از پستای قبلمو خوندم...چقد دلم تنگ شد واسه بعضیاش...و چقدم بعضیاش مضحک بود :)) بعد ب لطف کامنتا یادم افتاد ب کسایی ک اینجا باهاشون حرف میزدم...پروتئاز...اون اوایل الی...و چن نفر دگ...و اتفاقایی ک از طریق اینجا واسم افتاد...

++ یه سری چیزا دگ هیچ وخت مث قبل نمیشه...حالا هر چقدم ک من ب خودم بگم عاره بیخیالِ هرکی ک هرچی گف...

+++ خنده های تو همه فرصتِ زندگیم بود...

بغضِ تو گریه ترین جای صدای من شد...

سعید

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 194 تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 4:27

صفحه بندی