من امشب خونه رو تقسیم کردم...بذار همسایه ی همدیگه باشیم...

خرید بک لینک
بعضی وختا یکی ک خیلی عزیزه برات کم کم میره از زندگیت...نمیدونم اون عزیز بودنه عم کم میشه یا ن ولی دگ کمتر بهش فک میکنی...کمتر ناراحتش میشی...کمتر خوشحال میشی با فکرش...اصا شاید برسی ب جایی ک هفته ای یه بار فقط یادت بیاد اون آدمو...اونم فقط اسمشو...

ولی خب آخر همین فراموش کردنه چیه؟از دست دادنِ یکی ک خیلی دوسش داری...و قراره با این فراموش کردنه چیو بدست بیاری؟هیچی...

این جور مواقع یه مشکلی ک دارم اینه ک نمیدونم باید چجوری نگه دارم اون آدمو...حتی خاطراتشو هم نمیتونم نگه دارم...و این خیلی دردناکه گاهی :((

پس خودت نرو لدفن دوس داشتنی ترینِ یه موقعِ زندگیم حتی اگ من بلد نباشم نگه ت دارم :))

+ اینستاگرام فقط پیجِ صابر ابر...چ حال عجیبی داره زندگی این آدم وو حرفاش...

++ یه پرده ک وسط اون همه پرده تکون میخورد و حال ناجورِ اون لحظه ی من...چ خاطره ی مضحکی :/

+++ از دست دادن کار سختی نیس...

از دست رفتن خیلی آسونه...

گاه نوشت های من...

ما را در سایت گاه نوشت های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 202 تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 3:30

صفحه بندی