
اخه توو این دنیا چندنفر شکل توعن؟چهارشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۹ • 1:32 وقتی اخرشم مشخص نیست چه راهی درسته چه راهی غلط چرا من الان انقد باید گیج باشم؟ چرا وقتی مسیریه که فقط و فقط میشه با دل انتخابش کرد بازم میخوام یهجوری اوضاعو پیچیده کنم و خودمو مقصر نشون بدم؟هیچوقت همچین شرایط سختی نداشتم که تا اینحد ندونم قراره چی بشه و قراره چیکار کنم...فقط امیدوارم تهش پشیمونی نباشه...همیشه بهار واسم مث همون شعر ارغوانه...که هربار بهار با عزای دل ما میآید...کامل درک میکنم این تیکه از شعرو دیگه ...
ادامه مطلب
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
خیلی وخته دآرم زندگیمو توو دستات می کآرم... چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ • 2:44 بیا ب هم قول بدیم...قول بدیم الکی بخندیم...الکی گریه کنیم...بی دلیل دوس داشته باشیم...زندگی رو همون لحظه زندگی کنیم...و کلی خوشگلی جاتِ دیگه ^_^ خوشبختیامونو محدود کردیم ب یه سری چیزای مزخرف...مگ خوشحالی بالاتر از ای...
ادامه مطلب
من پاک میشم توو تنِ آغوشِ بی گناهِ تو... پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۵ • 23:22 شال گردن برام میبافی...ک پیاده برم توو سرما باز... جای این شال گردنا یک بار...دستتو دور گردنم بنداز... :)) با اینکه قبلا توو کتابِ روزبه چاپ شده بود این ترانه ولی ب شدت دلنشینه با صدای مهدی جانِ یراحی...مخصوصا نیمه دوم آهن...
ادامه مطلب
کلا دوتا راه داریم واسه ادامه زندگی توو اجتماع...یکی اینکه کم کم با دیدنِ آدمای دورو برمون ما عم مث اونا شیم و مث اونا رفتار کنیم...و بعدِ یه مدت ببینیم شدیم مث اکثر آدمای اطرافمون و هر کاری میکنیم یادمون نمیاد کی بودیم قبلا... یکی عم اینکه توو این همه هیاهو و پیچیدگی و گاهی کثیفی و البته گاهی قشنگی سعی کنیم حفظ کنیم خودمونو...ک اگ برگشتیم ب عقب نگا کردیم ببینیم ک آره من همون آدمم با یه سری تغییرای احتمالا مثبت...ک اگ برگشتیم عقب ببینیم اونجاهایی ک یه اتفاقایی افتاده ک نباید میفتاده من همیشه کار...
ادامه مطلب
اصا مگ قراره آدم همیشه حالش خوب باشه؟مگ قراره همش بخنده؟؟ یه وقتایی یه بغضایی انقد لازمن ک فقط بعدش میفهمی...یه اشکایی باید ریخته شه تا زندگیت دوباره زندگی شه...تا بتونی نفس بکشی...اصلنم مهم نیس کجا باشی... فقط کاش وسطِ این همه زندگی یه ذره متوقف میشد همه چی...یه ذره عم میتونستیم با چشم خودمون ببینیم دنیای دوس داشتنیمونو...ن اینکه همش با یه تصورِ دور ازش زندگی کنیم...ک برسیم ب یه جایی ک حتی تصور کردنشم سخت شه واسمون... خدایا ولی وجودت بزرگترین لطفه...مخصوصا وختی ب جایی میرسیم ک فقط خودتو ب خودت ...
ادامه مطلب