
بهنظرم اینکه ادم بتونه حرف بزنه بدون فکر کردن به درست و غلطش و واکنش طرف مقابل یهحُسن بزرگه که کنار ادمای کمی میشه داشت این حُسنو...نمیگم یهجوری حرف بزنیم که دل بشکونیم یا خیلی رک باشیم، ولی اینکه هربار یهواکنش جدید و غیرمنتظره ببینی یا مثلا تا حرف میزنی طرف بگه باز تو شرو کردی، یا هی بخوای واسه هرحرفت توضیح بدی ادمو پشیمون میکنه از حرف زدن واسه خیلیا...و این پشیمونی پشتش دلسرد شدنه، کمرنگ کردن اون ادما توو زندگیته، و البته دونستنِ بیشترِ قدرِ ادمای دستهاوله :)اونایی که شنوندهی خوبیان ...
ادامه مطلب
ادم هی با خودش فک میکنه که چقد وقت داره و چقد روزای زیادی درانتظارشه و چقد میتونه خوب باشه و بدرخشه و هرروزش بهتر از دیروزش باشه...ولی یهو روز تولدش میرسه و میفهمه چقد کارای نکرده داره، چقد دوس داشته جور دیگهای باشه و نبوده، چقد زمان زودتر از چیزی که فکرشو بکنه میگذره و چقد زود ادم پیر میشه...ادم هرچی بره جلوتر میفهمه که چقد تنهاست، میفهمه که چقد غمگین ولی محکم گذرونده روزارو، که شکسته که خم شده ولی خواسته هرجوری شده وایسه ؛ به هر قیمتی...یهرفتنایی رو دیده که انگار رفتنِ جونش بوده...ولی ...
ادامه مطلب
وقتی اخرشم مشخص نیست چه راهی درسته چه راهی غلط چرا من الان انقد باید گیج باشم؟ چرا وقتی مسیریه که فقط و فقط میشه با دل انتخابش کرد بازم میخوام یهجوری اوضاعو پیچیده کنم و خودمو مقصر نشون بدم؟ هیچوقت همچین شرایط سختی نداشتم که تا اینحد ندونم قراره چی بشه و قراره چیکار کنم...فقط امیدوارم تهش پشیمونی نباشه... همیشه بهار واسم مث همون شعر ارغوانه...که هربار بهار با عزای دل ما میآید...کامل درک میکنم این تیکه از شعرو دیگه + من همونم که به تو میگفتم بیمن...
ادامه مطلب
من بهونهای ندارم اگه توعم نباشی بخوام دووم بیارم... موضوع «من بهونهای ندارم اگه توعم نباشی بخوام دووم بیارم...» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ادم هی با خودش فک میکنه که چقد وقت داره و چقد روزای زیادی درانتظارشه و چقد میتونه خوب باشه و بدرخشه و هرروزش بهتر از د...
ادامه مطلب
هنوز عاشقم عاشقِ دورِتم... اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «هنوز عاشقم عاشقِ دورِتم...» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. امروز که داشتم یکی از ناامیدترین و غمگینترین لحظههای دنیامو میگذروندم سعی کردم باز خدارو یادم بیارم و مطمئن بشم بش، همون خدایی که توو یکی از دعاها هی صداش می...
ادامه مطلب
اخه توو این دنیا چندنفر شکل توعن؟چهارشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۹ • 1:32 وقتی اخرشم مشخص نیست چه راهی درسته چه راهی غلط چرا من الان انقد باید گیج باشم؟ چرا وقتی مسیریه که فقط و فقط میشه با دل انتخابش کرد بازم میخوام یهجوری اوضاعو پیچیده کنم و خودمو مقصر نشون بدم؟هیچوقت همچین شرایط سختی نداشتم که تا اینحد ندونم قراره چی بشه و قراره چیکار کنم...فقط امیدوارم تهش پشیمونی نباشه...همیشه بهار واسم مث همون شعر ارغوانه...که هربار بهار با عزای دل ما میآید...کامل درک میکنم این تیکه از شعرو دیگه ...
ادامه مطلب
ادم هی با خودش فک میکنه که چقد وقت داره و چقد روزای زیادی درانتظارشه و چقد میتونه خوب باشه و بدرخشه و هرروزش بهتر از دیروزش باشه...ولی یهو روز تولدش میرسه و میفهمه چقد کارای نکرده داره، چقد دوس دا...
ادامه مطلب
اینکه هربار شک کنم به اینکه میتونی مثبت ترین اتفاق زندگیم باشی خاصیت توعه...اینکه هربارم مطمئن شم به اینکه تو بهترین اتفاق جهانی بازم خاصیت توعه...و منی که کنار تو در بیدفاع ترین حالتِ ممکنم...بخندی ...
ادامه مطلب
تو خیلی قبل ازین رفتی...که این اندازه من سردم... کنارت سوگواریمو برای رفتنت کردم... نه با تو زندگی دارم...نه از فکر تو آزادم... چه میموندی چه میرفتی تورو از دست میدادم... چقد تو خوبی عاخه روزبه بمانی؟...
ادامه مطلب
صب از خواب پا میشی...حس میکنی چقد همه چی میتونه قشنگ باشه...چقد دلت میخواد به همه چی بخندی و حال خوبتو ادامه دار کنی و با بقیه م قسمتش... یا نه...از خواب پا میشی...کل دنیا برات توو زشت ترین حالت ممکنه...
ادامه مطلب
این تویی که تصمیم میگیری بمیری سعید...بمیری و از نو پا شی و بگی من میتونم... بگی دنیا ادامه داره...بگی خوبه که یه موقعی حالم خوب بوده پس الانم میتونم خوب شم...بگی که این حال بدت موندنی نیست... همه ی ا...
ادامه مطلب
میخوای ببینی منو؟ دیوونه که دیدن نداره...جمعه دهم آذر ۱۳۹۶ • 0:53 کنار اومدن با یه سری چیزا خیلی سخته...هی میدویی که به چیزی که میخوای برسی یا اقلا بش نزدیک شی ولی یه چیزی نمیذاره...یه اتفاقی میفته که دنیا بت بگه نه ، نگا کن! همیشه من شبیه اون چیزی که تو میخوای نمیشم :) و اینجور مواقعه که آدم میفهمه کنار این همه خوبی و قشنگی چقد یه وختایی همه چی میتونه میل کنه به سمت بی رحمی... البته ما آدما هممون خودخواهیم و این خودخواهی با خودش بی رحمی میاره...پس طبیعیه که دنیامونم بی رحم باشه... + حواست به خودت باشه لدفن...که من خاطرجمع شم ازت :) ++ هواتو، هواتو چه باید کنم...؟ +++ ببین این دستامم از دوریت یخ کرد... ++++ بهونه هاتم مثل گریه کردنات بانمکه... :) سعید • ...
ادامه مطلب
من سکوتم به تو میگفت نری...سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۶ • 19:40 فک کن چن سال بعد دوباره برگردیم به همین جای زمان، به همین جایی که الان هستیم، به نظرت میتونیم انقد خوب زندگی کنیم که بعدا نخوایم یه راهِ دیگه رو بریم؟ممکنه اصا؟ و واقعا ما دا...
ادامه مطلب
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
دستات...آرامشم داد... دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ • 3:3 نگران که میشی انگار کل دنیا نگران میشه...انگار یه حالِ ناخوشی میفته به جونِ لحظه هام...انگار نگرانیت میشه نگرانیِ من... پس نگران نباش...بذا من وختی رد میشم نگات کنمُ هیچ استرسی توو چشمات نخونم...بذا وختی کنارمی از هیچ چی نترسم...بذا حالمون فقط واسه خودمون باشه... تو فقط بخند...تو فقط حوصله کن...اگه دنیا نخندید بهمون، اگه خوشحالیامون نشد قدِّ...
ادامه مطلب
چند وقته عکسای دوتایی ننداختیم... یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۶ • 21:6 دقیقا همونی که فک میکنی فلان کارو نکنه، همون میاد فلان کارو میکنه :| بعد نمیفهمی که کجای شناختت غلط بوده...که عایا اشتباهه وجود این آدم؟اشتباه بوده از اولشم ینی؟ درسته قابل پیش بینی نبودن هیجان انگیزه، ولی خب یه کاری نکنین که نشه شناختت...
ادامه مطلب
خیلی وخته دآرم زندگیمو توو دستات می کآرم... چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ • 2:44 بیا ب هم قول بدیم...قول بدیم الکی بخندیم...الکی گریه کنیم...بی دلیل دوس داشته باشیم...زندگی رو همون لحظه زندگی کنیم...و کلی خوشگلی جاتِ دیگه ^_^ خوشبختیامونو محدود کردیم ب یه سری چیزای مزخرف...مگ خوشحالی بالاتر از ای...
ادامه مطلب
من پاک میشم توو تنِ آغوشِ بی گناهِ تو... پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۵ • 23:22 شال گردن برام میبافی...ک پیاده برم توو سرما باز... جای این شال گردنا یک بار...دستتو دور گردنم بنداز... :)) با اینکه قبلا توو کتابِ روزبه چاپ شده بود این ترانه ولی ب شدت دلنشینه با صدای مهدی جانِ یراحی...مخصوصا نیمه دوم آهن...
ادامه مطلب
من اونقد گریه کردم ک...اتاقم مثل استخره... سه شنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۵ • 22:38 چی توی فکرت بود...که رفتی انقد زود...می میرمو به روت نمیاری...گفتم بهت برگرد...من موندمو این درد...من موندمو تا صبح بیداری...زنده نمی مونم...وختی به تو جونم...وصله نمیتونم بدونِ تو...گم کردی دنیاتو...من بد شدم یا تو...؟تنهای...
ادامه مطلب
تو که عینِ منی عیدِ منی... جمعه یازدهم فروردین ۱۳۹۶ • 1:29 من قبول دارم ک هر آدمی میتونه تغییر کنه و خوب بشه و عالی بشه و حتی فوق العاده بشه و کلی خوب طوریِ دگ :/ ولی خب این حقم ب آدم بدین ک از یکی خوشش نیاد ؛ ک از یکی یه چیزایی دیده باشه ک دگ دوس نداشته باشه توو هیچ قسمتی از عمرش با اون آدم ارتباط ...
ادامه مطلب