گاه نوشت های من

متن مرتبط با «این» در سایت گاه نوشت های من نوشته شده است

اخه توو این دنیا چندنفر شکل توعن؟

  • نیلوبلاگ

    اخه توو این دنیا چندنفر شکل توعن؟چهارشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۹ • 1:32 وقتی اخرشم مشخص نیست چه راهی درسته چه راهی غلط چرا من الان انقد باید گیج باشم؟ چرا وقتی مسیریه که فقط و فقط میشه با دل انتخابش کرد بازم میخوام یهجوری اوضاعو پیچیده کنم و خودمو مقصر نشون بدم؟هیچوقت همچین شرایط سختی نداشتم که تا اینحد ندونم قراره چی بشه و قراره چیکار کنم...فقط امیدوارم تهش پشیمونی نباشه...همیشه بهار واسم مث همون شعر ارغوانه...که هربار بهار با عزای دل ما میآید...کامل درک میکنم این تیکه از شعرو دیگه ...

    ادامه مطلب
  • منو درک کن قبل از اینکه یه روز همه زندگیمو بذارم برم...

  • نیلوبلاگ

    تو خیلی قبل ازین رفتی...که این اندازه من سردم... کنارت سوگواریمو برای رفتنت کردم... نه با تو زندگی دارم...نه از فکر تو آزادم... چه میموندی چه میرفتی تورو از دست میدادم... چقد تو خوبی عاخه روزبه بمانی؟...

    ادامه مطلب
  • بمیرید...بمیرید...و زین نفس ببُرید...ک این نفس چو بند است و شما همچو اسیرید..

  • نیلوبلاگ

    بمیرید...بمیرید...و زین نفس ببُرید...ک این نفس چو بند است و شما همچو اسیرید.. سه شنبه دهم اسفند ۱۳۹۵ • 15:6 وختی توو این سن آدم خیلی وختا خسته باشه از همه چی...حوصله ی هیچی رو نداشته باشه...و حتی نتونه واسه حالِ خودش کاری کنه ینی چی؟؟ینی چن سال بعد چی سرمون میاد؟؟ یه جاهایی آدم هی میگه باید با خودم ...

    ادامه مطلب
  • شدی آرامشِ کلِ این زندگی...

  • نیلوبلاگ

    بالاخره اومدم بنویسم با کللللی انرژی :)) البته خب چن شب پیش یه عالمه نوشتم بعد یهو نت رف همش پرید...اینم یکی دگ از باگایه بلاگفاس :/ من اگ این روزا رو دوس نداشته باشم چیکار کنم؟؟من اگ این همه شلختگی وو بی برنامگی رو دوس نداشته باشم چیکار کنم؟؟نمیدونم چرا با وجود "همینجوری گذشتن" بازم دوس داشتنی ان :)) بیایم قول بدیم ب خودمون نذاریم آینده مون مث آینده ی اکثر آدمای این دنیا بشه...بیایم قول بدیم هرکاری میکنیم فقط خودمونو نبینیم...بیایم باور کنیم زندگی اجتماعی خیلی میتونه قشنگ باشه اگ هر کدوممون یه ...

    ادامه مطلب
  • باشه من بد ولی این حقم از زندگی نیس...

  • نیلوبلاگ

    من این خودمو دوس دارم...این خودِ گاهی مزخرفمو...این خودی ک ب هیچ کاریش نمیرسه تازگیا...این خودی ک داره بی تفاوت میشه ب خیلی چیزا...ک نمیذاره بیشتر از چن دقیقه ذهنش سمتِ چیزای ناامید کننده بره... خودِ عزیزم ، نسبتا عاشقتم :)) میدونین؟؟هرچی کمتر بری سمت جامعه تفکرت همون تفکرِ بکرِ خودت میمونه...کمتر پی می بری ب یه چیزایی ک کثیفیِ مطلقن...و بیشتر میتونی دوس داشته باشی دنیارو... ولی خب هر چیزی یه تاوانی داره...شاید من نتونم اونجوری باشم ک همیشه بودم ولی حتی یه لبخند یا یه حسِ خوب میارزه ب همه چی...ن...

    ادامه مطلب