
ادم وقتی زیاد بیکار باشه و هی بشینه توو خونه کلی فکر و خیال میاد توو سرش، که شاید پرتکرارترینش این باشه که هدفِ من از زندگی چیه؟ و مزخرفترینش اینهکه چیکار کنم حوصلهم انقد سر نره :|اگه اینو قبول کنیم که هرچیزی همون موقعی پیش میاد که باید ؛ پس چرا دوریا توی بدترین زمانِ ممکن پیش میاد؟ توی دلتنگترین روزا...شاید بخاطر اینه که عادتِ بزرگ کردنِ یهنفر و حسخوب کنارشداشتن و هی گندهتر و گندهتر شدنش توی ذهنت علاوه بر اینکه لذتبخشه یهوقتاییام اذیتکنندهس...خیلی اذیتکننده...کلا ادمیزاد بهق...
ادامه مطلب
بهنظرم اینکه ادم بتونه حرف بزنه بدون فکر کردن به درست و غلطش و واکنش طرف مقابل یهحُسن بزرگه که کنار ادمای کمی میشه داشت این حُسنو...نمیگم یهجوری حرف بزنیم که دل بشکونیم یا خیلی رک باشیم، ولی اینکه هربار یهواکنش جدید و غیرمنتظره ببینی یا مثلا تا حرف میزنی طرف بگه باز تو شرو کردی، یا هی بخوای واسه هرحرفت توضیح بدی ادمو پشیمون میکنه از حرف زدن واسه خیلیا...و این پشیمونی پشتش دلسرد شدنه، کمرنگ کردن اون ادما توو زندگیته، و البته دونستنِ بیشترِ قدرِ ادمای دستهاوله :)اونایی که شنوندهی خوبیان ...
ادامه مطلب
ادم هی با خودش فک میکنه که چقد وقت داره و چقد روزای زیادی درانتظارشه و چقد میتونه خوب باشه و بدرخشه و هرروزش بهتر از دیروزش باشه...ولی یهو روز تولدش میرسه و میفهمه چقد کارای نکرده داره، چقد دوس داشته جور دیگهای باشه و نبوده، چقد زمان زودتر از چیزی که فکرشو بکنه میگذره و چقد زود ادم پیر میشه...ادم هرچی بره جلوتر میفهمه که چقد تنهاست، میفهمه که چقد غمگین ولی محکم گذرونده روزارو، که شکسته که خم شده ولی خواسته هرجوری شده وایسه ؛ به هر قیمتی...یهرفتنایی رو دیده که انگار رفتنِ جونش بوده...ولی ...
ادامه مطلب
وقتی اخرشم مشخص نیست چه راهی درسته چه راهی غلط چرا من الان انقد باید گیج باشم؟ چرا وقتی مسیریه که فقط و فقط میشه با دل انتخابش کرد بازم میخوام یهجوری اوضاعو پیچیده کنم و خودمو مقصر نشون بدم؟ هیچوقت همچین شرایط سختی نداشتم که تا اینحد ندونم قراره چی بشه و قراره چیکار کنم...فقط امیدوارم تهش پشیمونی نباشه... همیشه بهار واسم مث همون شعر ارغوانه...که هربار بهار با عزای دل ما میآید...کامل درک میکنم این تیکه از شعرو دیگه + من همونم که به تو میگفتم بیمن...
ادامه مطلب
من بهونهای ندارم اگه توعم نباشی بخوام دووم بیارم... موضوع «من بهونهای ندارم اگه توعم نباشی بخوام دووم بیارم...» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ادم هی با خودش فک میکنه که چقد وقت داره و چقد روزای زیادی درانتظارشه و چقد میتونه خوب باشه و بدرخشه و هرروزش بهتر از د...
ادامه مطلب
اخه توو این دنیا چندنفر شکل توعن؟چهارشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۹ • 1:32 وقتی اخرشم مشخص نیست چه راهی درسته چه راهی غلط چرا من الان انقد باید گیج باشم؟ چرا وقتی مسیریه که فقط و فقط میشه با دل انتخابش کرد بازم میخوام یهجوری اوضاعو پیچیده کنم و خودمو مقصر نشون بدم؟هیچوقت همچین شرایط سختی نداشتم که تا اینحد ندونم قراره چی بشه و قراره چیکار کنم...فقط امیدوارم تهش پشیمونی نباشه...همیشه بهار واسم مث همون شعر ارغوانه...که هربار بهار با عزای دل ما میآید...کامل درک میکنم این تیکه از شعرو دیگه ...
ادامه مطلب
ادم هی با خودش فک میکنه که چقد وقت داره و چقد روزای زیادی درانتظارشه و چقد میتونه خوب باشه و بدرخشه و هرروزش بهتر از دیروزش باشه...ولی یهو روز تولدش میرسه و میفهمه چقد کارای نکرده داره، چقد دوس دا...
ادامه مطلب
اینکه هربار شک کنم به اینکه میتونی مثبت ترین اتفاق زندگیم باشی خاصیت توعه...اینکه هربارم مطمئن شم به اینکه تو بهترین اتفاق جهانی بازم خاصیت توعه...و منی که کنار تو در بیدفاع ترین حالتِ ممکنم...بخندی ...
ادامه مطلب
تو خیلی قبل ازین رفتی...که این اندازه من سردم... کنارت سوگواریمو برای رفتنت کردم... نه با تو زندگی دارم...نه از فکر تو آزادم... چه میموندی چه میرفتی تورو از دست میدادم... چقد تو خوبی عاخه روزبه بمانی؟...
ادامه مطلب
صب از خواب پا میشی...حس میکنی چقد همه چی میتونه قشنگ باشه...چقد دلت میخواد به همه چی بخندی و حال خوبتو ادامه دار کنی و با بقیه م قسمتش... یا نه...از خواب پا میشی...کل دنیا برات توو زشت ترین حالت ممکنه...
ادامه مطلب
این تویی که تصمیم میگیری بمیری سعید...بمیری و از نو پا شی و بگی من میتونم... بگی دنیا ادامه داره...بگی خوبه که یه موقعی حالم خوب بوده پس الانم میتونم خوب شم...بگی که این حال بدت موندنی نیست... همه ی ا...
ادامه مطلب
میخوای ببینی منو؟ دیوونه که دیدن نداره...جمعه دهم آذر ۱۳۹۶ • 0:53 کنار اومدن با یه سری چیزا خیلی سخته...هی میدویی که به چیزی که میخوای برسی یا اقلا بش نزدیک شی ولی یه چیزی نمیذاره...یه اتفاقی میفته که دنیا بت بگه نه ، نگا کن! همیشه من شبیه اون چیزی که تو میخوای نمیشم :) و اینجور مواقعه که آدم میفهمه کنار این همه خوبی و قشنگی چقد یه وختایی همه چی میتونه میل کنه به سمت بی رحمی... البته ما آدما هممون خودخواهیم و این خودخواهی با خودش بی رحمی میاره...پس طبیعیه که دنیامونم بی رحم باشه... + حواست به خودت باشه لدفن...که من خاطرجمع شم ازت :) ++ هواتو، هواتو چه باید کنم...؟ +++ ببین این دستامم از دوریت یخ کرد... ++++ بهونه هاتم مثل گریه کردنات بانمکه... :) سعید • ...
ادامه مطلب
به تو فکر کردن روانی کننده ست...شنبه ششم آبان ۱۳۹۶ • 20:38 سعید! تو مسئولِ شعور داشتن یا نداشتنِ بقیه نیستی...دقیقا مث امروز بگو مهم نیس و رد شو...از هرچی مهم نیس رد شو...از هرچی :) خیلی جالبه که یه هفته س تصمیم میگیرم و عملی میکنم...خیلی...
ادامه مطلب
من سکوتم به تو میگفت نری...سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۶ • 19:40 فک کن چن سال بعد دوباره برگردیم به همین جای زمان، به همین جایی که الان هستیم، به نظرت میتونیم انقد خوب زندگی کنیم که بعدا نخوایم یه راهِ دیگه رو بریم؟ممکنه اصا؟ و واقعا ما دا...
ادامه مطلب
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
لعنت به مردی که...با تو پدر میشه... چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۶ • 3:19 اینکه از دور میخندم بهت، اینکه از دور حس میکنم احساستو، اینکه حرفات عجیب تر از خودته و خودت عجیب تر از حرفات، و اینکه اینقد دوس داشتنی ای ینی چی؟کمتر خوب باش لامصّب :) + خیلی گنگه...آدم فک میکنه تنها نیس ولی تهش خیلی تنهاییِ زی...
ادامه مطلب
من پاک میشم توو تنِ آغوشِ بی گناهِ تو... پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۵ • 23:22 شال گردن برام میبافی...ک پیاده برم توو سرما باز... جای این شال گردنا یک بار...دستتو دور گردنم بنداز... :)) با اینکه قبلا توو کتابِ روزبه چاپ شده بود این ترانه ولی ب شدت دلنشینه با صدای مهدی جانِ یراحی...مخصوصا نیمه دوم آهن...
ادامه مطلب
من اونقد گریه کردم ک...اتاقم مثل استخره... سه شنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۵ • 22:38 چی توی فکرت بود...که رفتی انقد زود...می میرمو به روت نمیاری...گفتم بهت برگرد...من موندمو این درد...من موندمو تا صبح بیداری...زنده نمی مونم...وختی به تو جونم...وصله نمیتونم بدونِ تو...گم کردی دنیاتو...من بد شدم یا تو...؟تنهای...
ادامه مطلب
تو که عینِ منی عیدِ منی... جمعه یازدهم فروردین ۱۳۹۶ • 1:29 من قبول دارم ک هر آدمی میتونه تغییر کنه و خوب بشه و عالی بشه و حتی فوق العاده بشه و کلی خوب طوریِ دگ :/ ولی خب این حقم ب آدم بدین ک از یکی خوشش نیاد ؛ ک از یکی یه چیزایی دیده باشه ک دگ دوس نداشته باشه توو هیچ قسمتی از عمرش با اون آدم ارتباط ...
ادامه مطلب
بیا که همهمه ام...نمیرسم به صدا... پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۶ • 23:48 یه لحظه هایی دگ بر نمیگردن...همیشه میمونن توو ذهنت و هر اتفاقی عم ک ازون ب بعد بیفته برات، حتی اگ بهترم باشن، دگ شکلِ اون لحظه عه نمیشن... اون لحظه ها انقد خوبن، انقد دوس داشتنی ان، ک بعضی وختا وسط یه عالمه بغض و مشکل حالتو خوب می...
ادامه مطلب