گاه نوشت های من

متن مرتبط با «دریاچه ی نمکین ارومیه» در سایت گاه نوشت های من نوشته شده است

مگه میشه تورو دید به قبل دیدنت برگشت

  • نیلوبلاگ

    ادم وقتی زیاد بی‌کار باشه و هی بشینه توو خونه کلی فکر و خیال میاد توو سرش، که شاید پرتکرارترینش این باشه که هدفِ‌ من از زندگی چیه؟ و مزخرف‌ترینش اینه‌که چیکار کنم حوصله‌م انقد سر نره :|اگه اینو قبول کنیم که هرچیزی همون موقعی پیش میاد که باید ؛ پس چرا دوریا توی بدترین زمانِ ممکن پیش میاد؟ توی دلتنگ‌ترین روزا...شاید بخاطر اینه که عادتِ بزرگ‌‌ کردنِ یه‌نفر و حس‌خوب کنارش‌داشتن و هی گنده‌تر و گنده‌تر شدنش توی ذهنت علاوه بر اینکه لذت‌بخشه یه‌وقتایی‌ام اذیت‌کننده‌س...خیلی اذیت‌کننده...کلا ادمیزاد به‌ق...

    ادامه مطلب
  • یکی مث تو کمه واسه ی منی که زندگی نداره

  • نیلوبلاگ

    به‌نظرم اینکه ادم بتونه حرف بزنه بدون فکر کردن به درست و غلطش و واکنش طرف مقابل یه‌حُسن بزرگه که کنار ادمای کمی میشه داشت این حُسن‌و...نمیگم یه‌جوری حرف بزنیم که دل بشکونیم یا خیلی رک باشیم، ولی اینکه هربار یه‌واکنش جدید و غیرمنتظره ببینی یا مثلا تا حرف میزنی طرف بگه باز تو شرو کردی، یا هی بخوای واسه هرحرفت توضیح بدی ادمو پشیمون می‌کنه از حرف زدن واسه خیلیا...و این پشیمونی پشتش دلسرد شدنه، کم‌رنگ کردن اون ادما توو زندگیته، و البته دونستنِ بیشترِ قدرِ ادمای دسته‌اوله :)اونایی که شنونده‌ی خوبی‌ان ...

    ادامه مطلب
  • من بهونه ای ندارم اگه توعم نباشی بخوام دووم بیارم...

  • نیلوبلاگ

    ادم هی با خودش فک می‌کنه که چقد وقت داره و چقد روزای زیادی درانتظارشه و چقد می‌تونه خوب باشه و بدرخشه و هرروزش بهتر از دیروزش باشه...ولی یهو روز تولدش می‌رسه و می‌فهمه چقد کارای نکرده داره، چقد دوس داشته جور دیگه‌ای باشه و نبوده، چقد زمان زودتر از چیزی که فکرشو بکنه میگذره و چقد زود ادم پیر میشه...ادم هرچی بره جلوتر می‌فهمه که چقد تنهاست، می‌فهمه که چقد غمگین ولی محکم گذرونده روزارو، که شکسته که خم شده ولی خواسته هرجوری شده وایسه ؛ به هر قیمتی...یه‌رفتنایی رو دیده که انگار رفتنِ جونش بوده...ولی ...

    ادامه مطلب
  • اخه توو این دنیا چندنفر شکل توعن

  • نیلوبلاگ

    وقتی اخرشم مشخص نیست چه راهی درسته چه راهی غلط چرا من الان انقد باید گیج باشم؟ چرا وقتی مسیریه که فقط و فقط میشه با دل انتخابش کرد بازم میخوام یه‌جوری اوضاعو پیچیده کنم و خودمو مقصر نشون بدم؟ هیچ‌وقت همچین شرایط سختی نداشتم که تا این‌حد ندونم قراره چی بشه و قراره چیکار کنم...فقط امیدوارم تهش پشیمونی نباشه... همیشه بهار واسم مث همون شعر ارغوانه...که هربار بهار با عزای دل ما می‌آید...کامل درک می‌کنم این تیکه از شعرو دیگه + من همونم که به تو می‌گفتم بی‌من...

    ادامه مطلب
  • یک شهر از عشقت دیوانه

  • نیلوبلاگ

    اون اوایل که توی بلاگفا می‌نوشتم ۱۵ یا نهایتا ۱۶ ساله‌م بود ، الان چندروزیه که وارد سال ۲۵ زندگیم شدم ؛ زود گذشت سعید نه؟ زندگی چیز عجیبیه ، خیلی عجیب‌تر از اون که بخوام با غم و بی‌انگیزگی و ناامیدی بگذرونمش ، زمان در عین‌حال که به‌نظر محدوده ولی شاید واقعا نامحدود باشه ؛ به‌شرطی که فقط قصدمون تلف کردنش نباشه :) همیشه پیری و فرسودگیش برام مهم بوده ؛ خیلی مهم. یه‌جایی توی کتاب سه‌شنبه‌ها با موری وقتی بحث عمر پیش میاد موری میگه همونطور که یه‌سری چیزارو با...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات میرم ولی یادم بیفت هرجا چراغی روشنه... :)

  • نیلوبلاگ

    میرم ولی یادم بیفت هرجا چراغی روشنه... :) در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «میرم ولی یادم بیفت هرجا چراغی روشنه... :)» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ادم هی با خودش میگه خب که چی؟ تویی که الان جوونی و هی روز‌به‌روز داری بی‌انگیزه‌تر میشی، تویی که قرار بوده الان شکلِ ارزوهات باشی ولی نیستی، تویی که اشرف مخلوق...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات تظاهر کن ازم دوری ؛ تظاهر میکنم هستی...

  • نیلوبلاگ

    تظاهر کن ازم دوری ؛ تظاهر میکنم هستی... در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «تظاهر کن ازم دوری ؛ تظاهر میکنم هستی...» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. هرکدوممون توی یه‌مرحله‌ای از زندگی تصمیمای سختی میگیریم، یکی تصمیم میگیره با همه جونش عاشق شه، یکی میخواد تا ابد تنها باشه، یکی‌ میخواد تا میتونه زندگی کنه یکی‌ام ...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره من بهونه‌ای ندارم اگه توعم نباشی بخوام دووم بیارم... بدانید

  • نیلوبلاگ

    من بهونه‌ای ندارم اگه توعم نباشی بخوام دووم بیارم... موضوع «من بهونه‌ای ندارم اگه توعم نباشی بخوام دووم بیارم...» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ادم هی با خودش فک می‌کنه که چقد وقت داره و چقد روزای زیادی درانتظارشه و چقد می‌تونه خوب باشه و بدرخشه و هرروزش بهتر از د...

    ادامه مطلب
  • جزئیات تازه از هنوز عاشقم عاشقِ دورِتم...

  • نیلوبلاگ

    هنوز عاشقم عاشقِ دورِتم... اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «هنوز عاشقم عاشقِ دورِتم...» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. امروز که داشتم یکی از ناامیدترین و غمگین‌ترین لحظه‌های دنیامو میگذروندم سعی کردم باز خدارو یادم بیارم و مطمئن بشم بش، همون خدایی که توو یکی از دعاها هی صداش می‌...

    ادامه مطلب
  • یک‌شهر از عشقت دیوانه دیوانه

  • نیلوبلاگ

    اون اوایل که توی بلاگفا می‌نوشتم ۱۵ یا نهایتا ۱۶ ساله‌م بود ، الان چندروزیه که وارد سال ۲۵ زندگیم شدم ؛ زود گذشت سعید نه؟زندگی چیز عجیبیه ، خیلی عجیب‌تر از اون که بخوام با غم و بی‌انگیزگی و ناامیدی بگذرونمش ، زمان در عین‌حال که به‌نظر محدوده ولی شاید واقعا نامحدود باشه ؛ به‌شرطی که فقط قصدمون تلف کردنش نباشه :)همیشه پیری و فرسودگیش برام مهم بوده ؛ خیلی مهم. یه‌جایی توی کتاب سه‌شنبه‌ها با موری وقتی بحث عمر پیش میاد موری میگه همونطور که یه‌سری چیزارو با گذر عمر از دست میدیم مثل قدرت جوونی عوض...

    ادامه مطلب
  • یک‌شهر از عشقت دیوانه دیوانه

  • نیلوبلاگ

    اون اوایل که توی بلاگفا می‌نوشتم ۱۵ یا نهایتا ۱۶ ساله‌م بود ، الان چندروزیه که وارد سال ۲۵ زندگیم شدم ؛ زود گذشت سعید نه؟زندگی چیز عجیبیه ، خیلی عجیب‌تر از اون که بخوام با غم و بی‌انگیزگی و ناامیدی بگذرونمش ، زمان در عین‌حال که به‌نظر محدوده ولی شاید واقعا نامحدود باشه ؛ به‌شرطی که فقط قصدمون تلف کردنش نباشه :)همیشه پیری و فرسودگیش برام مهم بوده ؛ خیلی مهم. یه‌جایی توی کتاب سه‌شنبه‌ها با موری وقتی بحث عمر پیش میاد موری میگه همونطور که یه‌سری چیزارو با گذر عمر از دست میدیم مثل قدرت جوونی عوضش خیلی چیزام بدست میاریم که خب بخاطر گذر عمر و تجربه‌س ؛ کی چمیدونه؟ شاید من تهش اصلا حسرت گذشته رو نخورم و یه‌پیرِ خوشحال و راضی باشم :))+ کار من نیست این‌که میگن تورو نادیده بگیرم...اینا که نمی‌دونن...

    ادامه مطلب
  • یکشهر از عشقت دیوانه دیوانه

  • نیلوبلاگ

    یکشهر از عشقت دیوانه'>دیوانه دیوانه ...

    ادامه مطلب
  • یکشهر از عشقت دیوانه دیوانه

  • نیلوبلاگ

    یکشهر از عشقت دیوانه'>دیوانه دیوانه ...

    ادامه مطلب
  • یکشهر از عشقت دیوانه دیوانه

  • نیلوبلاگ

    یکشهر از عشقت دیوانه'>دیوانه دیوانه ...

    ادامه مطلب
  • یکشهر از عشقت دیوانه دیوانه

  • نیلوبلاگ

    یکشهر از عشقت دیوانه'>دیوانه دیوانه ...

    ادامه مطلب
  • یکشهر از عشقت دیوانه دیوانه

  • نیلوبلاگ

    یکشهر از عشقت دیوانه'>دیوانه دیوانه ...

    ادامه مطلب
  • یکشهر از عشقت دیوانه دیوانه

  • نیلوبلاگ

    یکشهر از عشقت دیوانه'>دیوانه دیوانه ...

    ادامه مطلب
  • یکشهر از عشقت دیوانه دیوانه

  • نیلوبلاگ

    یکشهر از عشقت دیوانه'>دیوانه دیوانه ...

    ادامه مطلب
  • یکشهر از عشقت دیوانه دیوانه

  • نیلوبلاگ

    یکشهر از عشقت دیوانه'>دیوانه دیوانه ...

    ادامه مطلب
  • یکشهر از عشقت دیوانه دیوانه

  • نیلوبلاگ

    یکشهر از عشقت دیوانه'>دیوانه دیوانه ...

    ادامه مطلب